باب پنجم در رضا

بخش ۵ - حکایت سعدی

شاعر
سعدی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

یکی روستایی سقط شد خرش

علم کرد بر تاک بستان سرش

۱

جهاندیده پیری بر او بر گذشت

چنین گفت خندان به ناطور دشت

۲

مپندار جان پدر کاین حمار

کند دفع چشم بد از کشتزار

۳

که این دفع چوب از سر و گوش خویش

نمی‌کرد تا ناتوان مرد و ریش

۴

چه داند طبیب از کسی رنج برد

که بیچاره خواهد خود از رنج مرد؟

۵

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ باب پنجم در رضا (۱۵ شعر) قرار دارد.