به طفلی درم رغبت روزه خاست
ندانستمی چپ کدام است و راست
۱یکی عابد از پارسایان کوی
همی شستن آموختم دست و روی
۲که بسم الله اول به سنت بگوی
دوم نیت آور، سوم کف بشوی
۳پس آن گه دهن شوی و بینی سه بار
مناخر به انگشت کوچک بخار
۴به سبابه دندان پیشین بمال
که نهی است در روزه بعد از زوال
۵وز آن پس سه مشت آب بر روی زن
ز رستنگه موی سر تا ذقن
۶دگر دستها تا به مرفق بشوی
ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی
۷دگر مسح سر، بعد از آن غسل پای
همین است و ختمش به نام خدای
۸کس از من نداند در این شیوه به
نبینی که فرتوت شد پیر ده؟
۹بگفتند با دهخدای آنچه گفت
فرستاد پیغامش اندر نهفت
۱۰که ای زشت کردار زیبا سخن
نخست آنچه گویی به مردم بکن
۱۱نه مسواک در روزه گفتی خطاست
بنی آدم مرده خوردن رواست؟
۱۲دهن گو ز ناگفتنیها نخست
بشوی آن که از خوردنیها بشست
۱۳کسی را که نام آمد اندر میان
به نیکوترین نام و نعتش بخوان
۱۴چو همواره گویی که مردم خرند
مبر ظن که نامت چو مردم برند
۱۵چنان گوی سیرت به کوی اندرم
که گفتن توانی به روی اندرم
۱۶وگر شرمت از دیدهٔ ناظر است
نه ای بیبصر، غیب دان حاضر است؟
۱۷نیاید همی شرمت از خویشتن
کز او فارغ و شرم داری ز من؟
۱۸