باب هفتم در عالم تربیت

بخش ۲۵ - گفتار اندر پرهیز کردن از صحبت احداث سعدی

شاعر
سعدی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

خرابت کند شاهد خانه کن

برو خانه آباد گردان به زن

۱

نشاید هوس باختن با گلی

که هر بامدادش بود بلبلی

۲

چو خود را به هر مجلسی شمع کرد

تو دیگر چو پروانه گردش مگرد

۳

زن خوب خوش خوی آراسته

چه ماند به نادان نو خاسته؟

۴

در او دم چو غنچه دمی از وفا

که از خنده افتد چو گل در قفا

۵

نه چون کودک پیچ بر پیچ شنگ

که چون مقل نتوان شکستن به سنگ

۶

مبین دلفریبش چو حور بهشت

کز آن روی دیگر چو غول است زشت

۷

گرش پای بوسی نداردت پاس

ورش خاک باشی نداند سپاس

۸

سر از مغز و دست از درم کن تهی

چو خاطر به فرزند مردم نهی

۹

مکن بد به فرزند مردم نگاه

که فرزند خویشت برآید تباه

۱۰

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ باب هفتم در عالم تربیت (۲۹ شعر) قرار دارد.