غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

با کاروان مصری چندین شکر نباشد

در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد

۱

این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید

وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد

۲

گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزم

با تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد

۳

ما را نظر به خیرست از حسن ماه‌رویان

هر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد

۴

هر آدمی که بینی از سر عشق خالی

در پایه جمادست او جانور نباشد

۵

الا گذر نباشد پیش تو اهل دل را

ور نه به هیچ تدبیر از تو گذر نباشد

۶

هوشم نماند با کس اندیشه‌ام تویی بس

جایی که حیرت آمد سمع و بصر نباشد

۷

بر عندلیب عاشق گر بشکنی قفس را

از ذوق اندرونش پروای در نباشد

۸

تو مست خواب نوشین تا بامداد و بر من

شب‌ها رود که گویی هرگز سحر نباشد

۹

دل می‌برد به دعوی فریاد شوق سعدی

الا بهیمه‌ای را کز دل خبر نباشد

۱۰

تا آتشی نباشد در خرمنی نگیرد

طامات مدعی را چندین اثر نباشد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نباشدقافیه: ـر۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نباشدنباشد
  2. نیایدنباشد
  3. بدوزمنباشد
  4. ماه‌رویاننباشد
  5. خالینباشد
  6. رانباشد
  7. بسنباشد
  8. رانباشد
  9. مننباشد
  10. سعدینباشد
  11. نگیردنباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.