غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن سرو ناز بین که چه خوش می‌رود به راه

وآن چشم آهوانه که چون می‌کند نگاه

۱

تو سرو دیده‌ای که کمر بست بر میان؟!

یا ماه چارده که به سر برنهد کلاه؟!

۲

گل با وجود او چو گیاه است پیش گُل

مه پیش روی او چو ستاره‌ست پیش ماه

۳

سلطان‌صفت همی‌رود و صد هزار دل

با او چنان که در پی سلطان رود سپاه

۴

گویند از او حذر کن و راه گریز گیر

گویم کجا روم که ندانم گریزگاه

۵

اول نظر که چاه زنخدان بدیدمش

گویی در اوفتاد دل از دست من به چاه

۶

دل خود دریغ نیست که از دست من برفت

جان عزیز بر کف دست است گو بخواه

۷

ای هر دو دیده، پای که بر خاک می‌نهی

آخر نه بر دو دیده من به که خاک راه؟

۸

حیف است از آن دهن که تو داری جواب تلخ

وآن سینه سفید که دارد دل سیاه

۹

بیچارگان بر آتش مهرت بسوختند

آه از تو سنگدل که چه نامهربانی آه

۱۰

شهری به گفت‌و‌گوی تو در تنگنای شوق

شب روز می‌کنند و تو در خواب صبحگاه

۱۱

گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان

باشد که دست ظلم بداری ز بی‌گناه

۱۲

بازم حفاظ، دامن همت گرفت و گفت

از دوست جز به دوست مبر سعدیا پناه

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاه۱۲ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. راهنگاه
  2. میانکلاه
  3. گلماه
  4. دلسپاه
  5. گیرگریزگاه
  6. بدیدمشچاه
  7. برفتبخواه
  8. می‌نهیراه
  9. تلخسیاه
  10. بسوختندآه
  11. شوقصبحگاه
  12. دوستانبی‌گناه
  13. گفتپناه

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.