تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی؟
تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی؟
۱صد نعره همی آیدم از هر بن مویی
خود در دلِ سنگین تو نگرفت سر موی
۲بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی
۳سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
میافتم و میگردم چون گوی به پهلوی
۴خود کُشتهٔ ابروی توام من به حقیقت
گر کشته نِیَم باز بفرمای به ابروی
۵آنان که به گیسو دل عشاق ربودند
از دست تو در پای فتادند چو گیسوی
۶تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد
سر بر نگرفتم به وفای تو ز زانوی
۷بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل
کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی
۸عشق از دل سعدی به ملامت بتوان برد
گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی
۹