گل است آن یا سمن یا ماه یا روی
شب است آن یا شبه یا مشک یا موی
۱لبت دانم که یاقوت است و تن سیم
نمیدانم دلت سنگ است یا روی
۲نپندارم که در بستان فردوس
بروید چون تو سروی بر لب جوی
۳چه شیرینلب سخنگویی که عاجز
فرو میماند از وصفت سخنگوی
۴به بویی الغیاث از ما برآید
که ای باد از کجا آوردی این بوی
۵الا ای ترک آتشروی ساقی
به آب باده عقل از من فرو شوی
۶چه شهرآشوبی ای دلبند خودرای
چه بزمآرایی ای گلبرگ خودروی
۷چو در میدان عشق افتادی ای دل
بباید بودنت سرگشته چون گوی
۸دلا گر عاشقی میسوز و میساز
تنا گر طالبی میپرس و میپوی
۹در این ره جان بده یا ترک ما گیر
بر این در سر بنه یا غیر ما جوی
۱۰بداندیشان ملامت میکنندم
که تا چند احتمال یار بدخوی
۱۱محال است این که ترک دوست هرگز
بگوید سعدی ای دشمن تو میگوی
۱۲