بحث با جاهل ، نه کارِ مردمِ فرزانه است
هر که با اطفال می گردد طرف دیوانه است
۱از شجاعت نیست با نامرد گردیدن طرف
روی گردانیدن اینجا حمله مردانه است
۲از نگاه خیره چشمان پردگی گشته است حسن
شمع در فانوس از گستاخی پروانه است
۳بیغمان از می اگر شادی توقع می کنند
دردمندان را نظر بر گریه مستانه است
۴دانه ای کز دام گیراتر بود در صید خلق
پیش چشم خرده بینان سبحه صد دانه است
۵حسن عالمسوز بی تاب است در ایجاد عشق
شعله جواله هم شمع است و هم پروانه است
۶ز آسمان ها رو به دل کن گر طلبکار حقی
کاین صدفها خالی از آن گوهر یکدانه است
۷حسن و عشق از یک گریبان سر برون آورده اند
شعله جواله هم شمع است و هم پروانه است
۸نیست بی فکر رهایی مرغ زیرک در قفس
بلبل بی درد ما در فکر آب و دانه است
۹ماتم و سور جهان صائب به هم آمیخته است
صاف و درد این چمن چون لاله یک پیمانه است
۱۰