غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت

خم دلی پر گله از سرکشی مینا داشت

۱

این زمان بر سر هر فاخته ای می لرزد

آن که چون سرو دو صد عاشق پا بر جا داشت

۲

لب ساغر به مذاقم نمکین می آید

چشم شور که خم اندر خم این مینا داشت؟

۳

بی جراحت کسی از مرحله عشق نرفت

تیغ الماس به کف سبزه این صحرا داشت

۴

رنگ ناسور ز آیینه داغم نزدود

پنبه هر چند درین کار ید بیضا داشت

۵

صائب آن عهد کجا رفت که از سوختگان

داغ او گوشه چشمی به من شیدا داشت؟

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داشتقافیه: ـا۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. داشتداشت
  2. لرزدداشت
  3. آیدداشت
  4. نرفتداشت
  5. نزدودداشت
  6. سوختگانداشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.