به حرف سرد نصیحت زوال ما بندست
هلاک شمع به یک سیلی صبا بندست
۱درین محیط که باید گرفت سر به دو دست
به جمع کردن اسباب، دست ما بندست
۲دعا کنیم که در بیضه بال تیر شود
اگر سعادت ما در پر هما بندست
۳چه حاجت است به رهبر خداشناسی را؟
نگاه کن سر تار نفس کجا بندست
۴بیا به منزل ما این طلسم را بشکن
که مدتی است ره کشور وفا بندست
۵ز رقص برگ خزان دیده می توان دانست
که برگ عیش به سر رشته فنا بندست
۶به این خوشیم که گرد گناه ما صائب
به ابر رحمت پیشانی حیا بندست
۷