غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نصیب اهل دل از چرخ بدگهر سنگ است

که رزق نخل برومند از ثمر سنگ است

۱

همان ز خنده من کوهسار پرشورست

چو کبک دانه روزی مرا اگر سنگ است

۲

جنون من ز ملامت شود سبک پرواز

فلاخنم که مرا توشه سفر سنگ است

۳

تفاوتی نکند پیش سیر چشمی من

اگر گهر به ترازوی من، اگر سنگ است

۴

درای قافله ام نیست جز صدای شکست

که شیشه بارم و این راه سر به سر سنگ است

۵

حصار عافیت جان ماست غفلت ما

که ایمن است ز نشتر رگی که در سنگ است

۶

ز جوش سینه من آسمان به خود لرزد

که زور باده به مینای بیجگر سنگ است

۷

کجا ز دانه و دام جهان فریب خورم؟

مرا که نقش پر و بال در نظر سنگ است

۸

ز روی سخت چو آهن توان به کام رسید

که خرده در کف ممسک، شرار در سنگ است

۹

چه شد ز باده اگر شیشه غوطه زد در لعل؟

همان در آینه پاک شیشه گر سنگ است

۱۰

ز خود برآ، دل بیدار اگر طمع داری

که چشم بسته بود تا شرار در سنگ است

۱۱

خبر کی از دل پر خون عشق دارد حسن؟

که لعل در نظر طفل بیخبر سنگ است

۱۲

مشو ز سختی ایام ناامید که لعل

ز آفتاب خورد رزق اگر چه در سنگ است

۱۳

ز کار سخت گره وا شود به آسانی

کلید باغ ز چوب است اگر چه در، سنگ است

۱۴

درست شد ز ملامت شکسته ام صائب

که مومیایی مجنون بیخبر سنگ است

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: سنگ استقافیه: ـر۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. پرشورستاست
  3. پروازاست
  4. مناست
  5. شکستاست
  6. مااست
  7. لرزداست
  8. خورماست
  9. رسیداست
  10. لعلاست
  11. داریاست
  12. حسناست
  13. لعلاست
  14. آسانیاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.