غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

حضور عالم ایجاد در قرار دل است

سفر اگر همه یک منزل است بار دل است

۱

فغان که دیده جوهرشناس نیست ترا

وگرنه گوهر مقصود در کنار دل است

۲

بهار در گره غنچه گوشه گیر شده است

نشاط روی زمین جمع در حصار دل است

۳

زمین نشانه پایی است زان سبک جولان

سپهر غاشیه بردار شهسوار دل است

۴

درین قلمرو عبرت اگر شکاری هست

کز او شکفته شود دل، همین شکار دل است

۵

همان ز پرده چو نور نگاه سیارست

اگر چه عالم اسباب پرده دار دل است

۶

تمیز نیک و بد نقش، کار آینه نیست

ز اختیار برون رفتن اختیار دل است

۷

درین حدیقه گل از زندگی کسی چیند

که تار و پود حیاتش ز خار خار دل است

۸

چه نعمتی است که افسردگان نمی دانند

که داغهای جگرسوز لاله زار دل است

۹

غرض ز خوردن می تلخ کردن دهن است

وگرنه خون جگر آب خوشگوار دل است

۱۰

دل شکسته به دست آر کز ریاض جهان

همیشه سبز صنوبر به اعتبار دل است

۱۱

درین جهان پر آشوب اگر حصاری هست

کز اوست فتنه حصاری، همین حصار دل است

۱۲

نظر سیاه مگردان به عمر جاویدان

که سرو کوتهی از طرف جویبار دل است

۱۳

غم حواس چو تن پروران مخور صائب

که برگریز بدن، جوش نوبهار دل است

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دل استقافیه: ـار۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. ترااست
  3. استاست
  4. جولاناست
  5. هستاست
  6. سیارستاست
  7. نیستاست
  8. چینداست
  9. داننداست
  10. استاست
  11. جهاناست
  12. هستاست
  13. جاویداناست
  14. صائباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.