غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نبرده رعشه پیری ترا ز فرمان دست

ز هر چه از تو جدا می شود بیفشان دست

۱

اگر ز خرده جان چشم روشنی داری

مدار سوختگان را ز طرف دامان دست

۲

اگر به دامان مطلب نمی رسد دستم

خوشم که نیست مرا کوته از گریبان دست

۳

ازان سفید بود روی صبحدم که نزد

به غیر دامن شبها به هیچ دامان دست

۴

ز اختیار برون است بیقراری من

که رعشه را نتواند نمود پنهان دست

۵

مکن چو غنچه گره، خرده زری که تراست

که از گرفتگی آید برون به احسان دست

۶

چه سود نعمت بسیار، بی نصیبان را؟

که آورد ز دل بحر خشک مرجان دست

۷

ز کار بسته خود وا نمی کند گرهی

اگر چه هست سراپای سرو بستان دست

۸

بود ز داغ عزیزان سیاه روز مدام

نشوید آن که درین نشأه ز آب حیوان دست

۹

ز خوشه های گره، همچنان گرانبارم

چو تاک اگر چه مرا هست صد هزاران دست

۱۰

اگر نه شمع ازان روی آتشین داغ است

ز اشک چون همه شب می گزد به دندان دست؟

۱۱

دعا به پرده شب زود مستجاب شود

مکش چو شانه ازان زلف عنبرافشان دست

۱۲

چو لاله سر زند از خاک سرخ رو صائب

به آب تیغ، شهیدی که شست از جان دست

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دستقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«دست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دستدست
  2. داریدست
  3. دستمدست
  4. نزددست
  5. مندست
  6. تراستدست
  7. رادست
  8. گرهیدست
  9. مدامدست
  10. گرانبارمدست
  11. استدست
  12. شوددست
  13. صائبدست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.