ز داغ عشق مرا شد دل خراب درست
اگر شکسته مه شد ز آفتاب درست
۱مرو به مجلس می اگر به توبه می لرزی
سبو همیشه نیاید برون ز آب درست
۲به یک سفر نشود پخته آدمی هرگز
به یک مقابله کی می شود کتاب درست؟
۳ز سیل حوادث سر پا برهنه بیرون رفت
نشست هر که درین عالم خراب درست
۴دل درست ز دنیا نمی توان بردن
ز بحر چون به کنار اوفتد حباب درست؟
۵ازین که نسبت او کرده ام به ماه تمام
ندیده ام به رخ یار از حجاب درست
۶چه سود صبح وطن، سینه چاک غربت را؟
کتان پاره نگردد به ماهتاب درست
۷شکست لازم طرف نقاب افتاده است
ز فرهادها نبود فرد انتخاب درست
۸هزار شیشه شکست و درست شد صائب
نشد شکستگی دل به هیچ باب درست
۹