کدام زهره جبین گوشه نقاب شکست؟
که رعشه ساغر زرین آفتاب شکست
۱نقاب شرم تو خواهد به یک طرف افتاد
نمی شود نخورد فرد انتخاب، شکست
۲کسی کز آن لب میگون به باده قانع شد
خمار باده گلرنگ را به آب شکست
۳به ماهتاب غلط می کند تماشایی
ز خجلت تو ز بس رنگ آفتاب شکست
۴دگر ز بخیه مژگان بهم نمی آید
ز انتظار تو در دیده ای که خواب شکست
۵شراب سوختگان می رسد ز پرده غیب
خمار شعله ز خونابه کباب شکست
۶به باد داد سر خویش را ز بی مغزی
کلاه گوشه به دریا اگر حباب شکست
۷دگر چگونه کنم در لباس دعوی زهد؟
که زیر خرقه مرا شیشه شراب شکست
۸چسان احاطه کند فیض صبح را دل من؟
که شیشه فلک از زور این شراب شکست
۹رهین منت دریا چرا شوم صائب
مرا که تشنگی از موجه سراب شکست
۱۰