میِ دوساله نشاطش کم از جوانی نیست
شرابِ کهنه کم از عمرِ جاودانی نیست
۱که باز حرفِ گلوگیر توبه را سر کرد؟
که در بدیههٔ مینایِ می روانی نیست
۲ز جادهٔ سخنِ راست پای بیرون نِه
که هیچ علم چو علمِ مزاجدانی نیست
۳چهسان به خامه دهم شرحِ اشتیاقِ تو را؟
چو شمع سوزشِ پنهانِ من زبانی نیست
۴به زیرِ منّتِ خشکِ خضر مرو، زنهار
که آبِ روی کم از آبِ زندگانی نیست
۵میار سر ز گریبانِ چَه برون، یوسف
که رحم در دلِ سنگینِ کاروانی نیست
۶به شاخسارِ قفس واگذار مرغِ مرا
که بال بسته شکستِ من آشیانی نیست
۷مکش به طعن گرانجانیم ز بیدردی
که برفشاندنِ جان آستینفشانی نیست
۸قسم به عزلتِ عنقا که کویِ خاموشان
به آرمیدگیِ مُلکِ بینشانی نیست
۹به گوشهای بنشین و خموش شو صائب
کنون که رونقِ بازارِ نکتهدانی نیست
۱۰