غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ستاره سوخته عشق را پناهی نیست

در آفتاب قیامت گریزگاهی نیست

۱

به داغ کهنه و نو، روز و شب شود معلوم

به عالمی که منم آفتاب و ماهی نیست

۲

دل رمیده من وحشی بیابانی است

که جز زبان ملامت در او گیاهی نیست

۳

اگرچه آه ندارند در جگر عشاق

نگاه حسرت این قوم کم ز آهی نیست

۴

فغان که در نظر اعتبار لاله رخان

شکسته رنگی عاشق به برگ کاهی نیست

۵

شکفته باش که قصر وجود انسان را

به از گشادگی جبهه پیشگاهی نیست

۶

چگونه بال فشانم به کهکشان صائب؟

مرا که قوت پرواز برگ کاهی نیست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیستقافیه: ـاهی۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. معلومنیست
  3. استنیست
  4. عشاقنیست
  5. رخاننیست
  6. رانیست
  7. صائبنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.