غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز دام سوختگان عشق را رهایی نیست

ز لفظ، معنی بیگانه را جدایی نیست

۱

درین زمانه چنان راه فیض مسدوست

که از شکاف دل امید روشنایی نیست

۲

خوش است دردل شب دستگیری محتاج

عبادتی که نهانی بود ریایی نیست

۳

ز بیقراری دراست تیغ بازی من

وگرنه موج مرا میل خودنمایی نیست

۴

دل من و تو ز همصحبتان دیرینند

مرا به ظاهر اگر با تو آشنایی نیست

۵

ز فیض بی ثمری فارغ از خزان شده ام

مرا چو سرو شکایت ز بینوایی نیست

۶

فغان که آبله در پرده می کند اظهار

شکایتی که مرا از برهنه پایی نیست

۷

خمش ز دعوی دانش، که جهل را صائب

هزار حجت ناطق چو خودستایی نیست

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیستقافیه: ـایی۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. مسدوستنیست
  3. محتاجنیست
  4. مننیست
  5. دیرینندنیست
  6. امنیست
  7. اظهارنیست
  8. صائبنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.