شیطان دلیر بر تو ز حال خراب توست
دزدی است این که پرده گلیمش ز خواب توست
۱چشم سفید کرده خود را عزیز دار
کان یوسفی که می طلبی در نقاب توست
۲از کوشش تو می رود از پیش کار ما
پای به خواب رفته ما در رکاب توست
۳آب از عقیق و رنگ و ز یاقوت می برد
آن شوخ دیده ای که حریف شراب توست
۴چون لاله برگ عیشی اگر هست در جهان
در پرده دلی است که داغ و کباب توست
۵شوخی و شرم جمع نکرده است هیچ کس
این برق خانه سوز نهان در سحاب توست
۶از خط اگر چه حسن تو شد پای در رکاب
بیهوشیم ز باده پا در رکاب توست
۷چشم ترا غبار علایق گرفته است
ورنه رموز هر دو جهان در کتاب توست
۸ز آهستگی بریده شود راه دور عشق
زنجیر پای سعی تو صائب شتاب توست
۹