غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مجروح عشق را سر و برگ علاج نیست

این خون گرفته را به طبیب احتیاج نیست

۱

برق از زمین سوخته نومید می رود

تاراج دیده را غم باج و خراج نیست

۲

در وادیی که قطع امیدست چاره ساز

دردی که بی دوا نشد آن را علاج نیست

۳

مجنون چه خون که در دل لیلی نمی کند

از خود رمیده را به وصال احتیاج نیست

۴

راضی نمی شوند به گنج از دل خراب

در ملک عشق برده معمور باج نیست

۵

بر تخت دار، شوکت منصور را ببین

کیفیت بلند کم از هیچ تاج نیست

۶

این آن غزل که اهلی شیراز گفته است

آن را که عقل نیست به هیچ احتیاج نیست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیستقافیه: ـاج۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. رودنیست
  3. سازنیست
  4. کندنیست
  5. خرابنیست
  6. ببیننیست
  7. استنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.