در کاروان ما جرس قال و قیل نیست
در عالم مشاهده راه دلیل نیست
۱عیبی به عیب خود نرسیدن نمی رسد
گر ثقل خود ثقیل بداند ثقیل نیست
۲بگریز در خدا ز گرانان که کعبه را
اندیشه از تسلط اصحاب فیل نیست
۳چرخ کبود دشمن فرعونیان بود
ورنه کلیم را خطر از رود نیل نیست
۴گردون سیاه کاسه ز طبع خسیس توست
هر جا طمع وجود ندارد بخیل نیست
۵زاهد به آب رانده پندار باطل است
ورنه شراب تلخ کم از سلسبیل نیست
۶در گوش عارفی که بود هوش پرده دار
یک برگ بی صدای پر جبرئیل نیست
۷بازیچه محیط حوادث شود چو موج
در دست هر که لنگر صبر جمیل نیست
۸صائب خموش چون نشود پیش اهل حال؟
آنجا مجال دم زدن جبرئیل نیست
۹