خال موزونت سویدا را زدل حک می کند
مردمک را در نظرها نقطه شک می کند
۱دل چنین گر بر در و دیوار خود را می زند
خانه ام را زود چون مجمر مشبک می کند
۲مد آهم دشت را پیچد بهم چون گردباد
سیل اشکم کوه را با کبک هم تک می کند
۳این خیال آباد را نتوان به چشم باز دید
چشم پوشیدن زدنیا کار عینک می کند
۴دشمن خارج نمی خواهد سبکسر چون هدف
کز رگ گردن زخود ایجاد ناوک می کند
۵هر که از صدق طلب آتش ندارد زیر پا
خار در پی کردنش کار بلارک می کند
۶وقت حاجت می برد عاقل به خصم خود پناه
چون قلم شد کند، گردن کج به گزلک می کند
۷نطق یاران موافق را زهم سازد جدا
صد زبان مختلف را خامشی یک می کند
۸خار خار شوق اگر صائب سبکدستی کند
خاک سنگین پای را با باد هم تک می کند
۹