عمر را کوته نفسهای پریشان میکند
ختم قرآن را ورقگردانی آسان میکند
۱خون حنای عید باشد کشتگان عشق را
شمع بیجا گریه بر خاک شهیدان میکند
۲عاشقان را اختیاری نیست در افشای راز
عشق در دل کار اخگر در گریبان میکند
۳سینه را دل چاک میسازد به امید وصال
پسته را شوق شکر در پوست خندان میکند
۴باده را از بیخودان دست تعدی کوته است
سیل در معموره چون افتاد طوفان میکند
۵میشود از جلوه محشر دو بالا حیرتش
هرکه را آن سرو خوشرفتار حیران میکند
۶سینههای گرم میگردد خنک از آه سرد
این سفال تشنه را سیراب، ریحان میکند
۷کجروی از مار راه تنگ بیرون می برد
تنگدستی نفس کافر را مسلمان میکند
۸از زلیخای جهان بگریز کاین بیآبرو
مصر را بر یوسف بیجرم، زندان میکند
۹از تنآسانی شود هرکس که صائب خرقهپوش
پای خوابآلود پنهان زیر دامان میکند
۱۰