نفس را مطلق عنان رزق فراوان میکند
توسن سرکش چو میدان یافت طوفان میکند
۱ناقصان را صحبت روشنضمیران کیمیاست
خاک را زر پرتو خورشید تابان میکند
۲تازه میگردد ز چشم اشکباری جان ما
مجلس ما را گل ابری گلستان میکند
۳میگشاید دل ز آه سرد اهل درد را
غنچهها را گر نسیم صبح خندان میکند
۴از مروت نیست تندی با پناهآوردگان
ورنه نی در ناخن شیران نیستان میکند
۵زال دنیا سخت میگیرد به ارباب صلاح
مصر را عصمت به یوسف چاه و زندان میکند
۶خون حنای عید باشد کشته معشوق را
شمع بیجا گریه بر خاک شهیدان میکند
۷قرب نیکان خاکساران را کند با آبرو
این سفال خشک را سیراب ریحان میکند
۸چوب منع از قرب مانع نیست دوراندیش را
بلبل ما در قفس سیر گلستان میکند
۹از لباس زر چه حاصل فلس رویاندود را؟
کی دل تاریک را روشن چراغان میکند؟
۱۰ظلمت شب چشم رهزن را جواهر سرمه است
خط کجا آن دشمن دین را مسلمان میکند؟
۱۱سایه اقبالمندان است مفتاح امید
مور را صاحب سخن صائب سلیمان میکند
۱۲