که گمان داشت ز خط حسن تو زایل گردد؟
فرد خورشید که می گفت که باطل گردد؟
۱می تواند ز رخ شمع کسی گل چیدن
که چو پروانه به گرد سر محفل گردد
۲ناف دریاست چو گرداب مرا لنگرگاه
نیستم موج که سعیم پی ساحل گردد
۳مرغ روح شهدا پر به پر هم بسته است
زهره کیست که گرد سر قاتل گردد؟
۴سخن تلخ فرو برده و قهقه زده ام
کام من تلخ کی از زهر هلاهل گردد؟
۵سر مژگان سبکرو به سلامت باشد!
پا اگر آبله از دوری منزل گردد
۶شبنم آینه کس چهره خورشید نکر
به چه رو با رخش آیینه مقابل گردد؟
۷