غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۶۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل ما کی تهی از درد به افغان گردد؟

این نه ابری است که از باد پریشان گردد

۱

روی یوسف کند آن روز جهان را روشن

که برافروخته از سیلی اخوان گردد

۲

صبر کن بر نفس گرم خود ای تشنه جگر

که چو دل آب شود چشمه حیوان گردد

۳

یاد رخسار لطیف تو عجب اکسیری است

که غبار دل ازو سنبل و ریحان گردد

۴

چون فلاخن که سبکسیر شد از سنگ، ترا

خواب سنگین مدد شوخی مژگان گردد

۵

نشود زخم زبان گر مروان را مانع

برق را توشه ره، خار مغیلان گردد

۶

سنبلستان شده از خواب پریشان عالم

تا که بیدار ازین خواب پریشان گردد؟

۷

دیده ای را که چو آیینه پریشان نظرست

هیچ تدبیر چنان نیست که حیران گردد

۸

می درد پرده خود بیشتر از پرده او

هرکه باکم ز خودی دست و گریبان گردد

۹

نیست ممکن که زند تنگی ازو خیمه برون

دیده مور اگر ملک سلیمان گردد

۱۰

می تواند مژه پیچید عنان اشک مرا

بحر اگر عاجز سر پنجه مرجان گردد

۱۱

غم منصور که دارد، غرض عشق این است

که سر دار ز منصور به سامان گردد

۱۲

بوسه آن روز توانی به لب ساحل زد

که خس و خار تو بازیچه طوفان گردد

۱۳

حکمت این بود درین سیر و سفر صائب را

که به جان تشنه دیدار صفاهان گردد

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گرددقافیه: ـان۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گردد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. گرددگردد
  2. روشنگردد
  3. جگرگردد
  4. استگردد
  5. تراگردد
  6. مانعگردد
  7. عالمگردد
  8. نظرستگردد
  9. اوگردد
  10. برونگردد
  11. مراگردد
  12. استگردد
  13. زدگردد
  14. راگردد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.