نخل قد تو به باغی که خرامان گردد
سرو در زیر پر فاخته پنهان گردد
۱چون به گلزار روی خواب خمار آلوده
گل ز خمیازه آغوش پریشان گردد
۲هر سیه روز به کیفیت چشمش نرسد
سرمه را جوهر آن نیست که حیران گردد
۳رنگ از چهره گلهای هوس محو شود
چون سهیل عرق شرم فروزان گردد
۴شرط عشق است که تا شور محبت باقی است
زخم ناسور به دنبال نمکدان گردد
۵صائب از پرتو حسن است که بلبل شده است
طوطی از صحبت آیینه سخندان گردد
۶