هر که در وقت جوانی ره طاعت گیرد
خط پاکی ز عرق ریزی خجلت گیرد
۱تا به کی چون سگ دیوانه ز بی توفیقی
در دم صبح ترا خواب ز غفلت گیرد؟
۲چون سرآمد همه عمر به نافرمانی
به چه سرمایه کسی دامن فرصت گیرد؟
۳دل هرکس که بدآموز به صحبت شده است
چه تمتع ز پریخانه خلوت گیرد؟
۴می نهد سنگ نشان در ره آمد شد خلق
هر که از بی بصری گوشه عزلت گیرد
۵نور خورشید، نظر بند ز روزن نشود
دامن عمر کجا دیده حسرت گیرد؟
۶هر که را دل سیه از هستی این نشأه شده است
فیض صبح از دم شمشیر شهادت گیرد
۷گیرد از بیجگری عقل سر خود به دو دست
سر مجنون ز هوا سنگ ملامت گیرد
۸گر شود دیده مردم ز تماشا روشن
چشم ما روشنی از سرمه عبرت گیرد
۹نیست بالاتر اگر رتبه فقر از دولت
شاه از گوشه نشینان ز چه همت گیرد؟
۱۰می شود نقل محافل سخن شیرینش
گر سبق طوطی ازان آینه طلعت گیرد
۱۱دست هرکس که چو خورشید زرافشان باشد
همه روی زمین را به فراغت گیرد
۱۲می رود دست و دل از کار ز نظاره تو
کیست دامان ترا روز قیامت گیرد؟
۱۳دل هرکس که شود سخت ز غفلت صائب
مشکل اندام به سوهان نصیحت گیرد
۱۴