غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۳۷۶ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریاگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیردجگر تشنه خورشید به کوثر گیرد۱دل مادر شکن زلف کند نشو و نماطفل ما پرورش از دامن محشر گیرد۲ما چو مینا سر گفتار نداریم به خلقدیگری مهر مگر از لب ما برگیرد۳مست عشق تو چه پروای ملامت دارد؟گردن شیشه به کف دامن محشر گیرد۴عاشق از نیستی آبستن هستی گرددمه نو فربهی از پهلوی لاغر گیرد۵خلوت عشق کجا، نغمه منصور کجا؟کیست این شمع پریشان شده را سر گیرد؟۶رشک بر دولت بیدار حباب است مراکه به هر چشم زدن عالم دیگر گیرد۷جلوه گاهش خم چوگان حوادث باداصائب آن روز که سر از قدمت گیرد۸