قسمتی در خور هرکس چو ز اول دادند
بیقراری به من و خواب به مخمل دادند
۱چون سر از کوچه زنجیر نیارم بیرون؟
که عنانم به کف زلف مسلسل دادند
۲چشم هرسوی مگردان که درین تنگ بساط
خواب آسودگیی بود، به مخمل دادند
۳مژده آمدنت سنگ به محفل برساند
برگ برگ چمن آیینه به صیقل دادند
۴شکر این تلخ نگاهان به چه عنوان گویم؟
که به من شهد ز پیمانه حنظل دادند
۵تن به مالش ده و از دردسر آزاد نشین
لوح تعلیم به دست تو ز صندل دادند
۶موسم عالم آب است برون آ صائب
سبزه ها بوسه به کنج لب جدول دادند
۷