تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟
رگ من جاده نشتر آزار بود
۱همچنان در ته دیوار شکسته است تنم
اگرم بال هما طره دستار بود
۲تازه و تر برساند به بهار دگرش
گل اگر در قفس مرغ گرفتار بود
۳چند در کوی تو ای خانه برانداز وفا
نامه ام در بغل رخنه دیوار بود؟
۴ثمر پخته نگیرد به سر شاخ قرار
سر منصور ز خامی است که بر دار بود
۵نتوان حرف کشید از لب ما چون لب جام
ساکن میکده شرط است که ستار بود
۶کمترین عقده سر در گم او آبله است
در ره عشق که یک عقده گشا خار بود
۷لذت عشق فراموش نگردد صائب
این نه درسی است که محتاج به تکرار بود
۸