دانه خال تو روزی که مرا در دل بود
حاصل روی زمین از من بی حاصل بود
۱مست نازی که تسلی به خبر بودم ازو
در میان من و او بیخبری حایل بود
۲نیست امروز غم روی زمین بر دل من
دایم این آینه را آینه دان از گل بود
۳ریخت در دامن صحرای جنون باد بهار
نقد رازی که مرا غنچه صفت در دل بود
۴صائب اوراق جهان را به نظر آوردم
هرچه جز نقطه شک بود خط باطل بود
۵