غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زخ تو از نگه گرم خوش جلا گردد

اگرچه نفس از آیینه بی صفا گردد

۱

به شیوه های تو هرکس که آشنا شده است

به حیرتم که دگر با که آشنا گردد

۲

ز حکم تیغ قضا سر نمی توان پیچید

وگرنه کیست ازان آستان جدا گردد؟

۳

ز طاعت است فزون آبروی تقصیرش

نماز هرکه ز نظاره ات قضا گردد

۴

دل از غبار کدورت کمال می گیرد

گهر ز گرد یتیمی گرانبها گردد

۵

به ناله های پریشان امیدها دارم

جدا رود ز کمان تیر و جمع وا گردد

۶

ز فکر دانه مخور زیر آسمان دل خویش

به آب خشک محال است آسیا گردد

۷

یکی شود ز خموشی هزار بیگانه

به یک سخن دو لب از یکدگر جدا گردد

۸

بسا بهار و خزان را که پشت سر بیند

چو سرو هر که درین باغ یک قبا گردد

۹

بهشت نسیه خود نقد می کند صائب

اگر به حکم قضا آدمی رضا گردد

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرددقافیه: ـا۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گرددگردد
  2. استگردد
  3. پیچیدگردد
  4. تقصیرشگردد
  5. گیردگردد
  6. دارمگردد
  7. خویشگردد
  8. بیگانهگردد
  9. بیندگردد
  10. صائبگردد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.