غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی برد

نمرده از سر خود دردسر توانی برد

۱

کمر نبسته به قصد هلاک خود چون شمع

کجا ز بزم جهان تاج زر توانی برد؟

۲

ز شاخ خشک تو آن روز گل توانی چید

که در بهار سری زیر پر توانی برد

۳

ترا ستیزه به گردون خوش است در وقتی

که التجا به سپهر دگر توانی برد

۴

به داغ عشق اگر آشنا شوی امروز

در آفتاب قیامت بسر توانی برد

۵

گره نکرده نفس را به سینه چون غواص

کجا ز بحر حقیقت گهر توانی برد؟

۶

نه آنچنان ز خود افتاده ای تو غافل دور

که ره به منزل اصلی دگر توانی برد

۷

اگر به خشک لبی چون صدف شوی قانع

به خانه نهر ز آب گهر توانی برد

۸

تو کز صفای دل خویش عاجزی صائب

کلف چگونه ز روی قمر توانی برد؟

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: توانی بردقافیه: ـر۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. بردبرد
  2. شمعبرد
  3. چیدبرد
  4. وقتیبرد
  5. امروزبرد
  6. غواصبرد
  7. دوربرد
  8. قانعبرد
  9. صائببرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.