غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد

عرق ز پیرهن آفتا می گذرد

۱

به خون دل گذرد روزگار سوختگان

مدار شعله به اشک کباب می گذرد

۲

ازین چه سود که در گلستان وطن دارم؟

مرا که عمر چو نرگس به خواب می گذرد

۳

ز پیش خرمن من برق از کم آزاری

به آرمیدگی ماهتاب می گذرد

۴

کسی چگونه کند هوش را عنانداری؟

که موج لاله و گل از رکاب می گذرد

۵

بنای توبه سنگین ما خطر دارد

اگر بهار به این آب و تاب می گذرد

۶

به تشنگی گذرد ز آب زندگی صائب

کسی که موسم گل از شراب می گذرد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می گذردقافیه: ـاب۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. گذردگذرد
  2. سوختگانگذرد
  3. دارمگذرد
  4. آزاریگذرد
  5. عنانداریگذرد
  6. داردگذرد
  7. صائبگذرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.