خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد
چو برق بر خس و خاشاک آرزو گذرد
۱گره ز غنچه پیکان به عطسه بگشاید
اگر نسیم بر آن زلف مشکبو گذرد
۲ملایمت سپر سیل حادثات بود
شراب شیشه شکن مشکل از کدو گذرد
۳به سرعتی که کند سیر، ماه در ته ابر
ز پیش چشم من آن آفتاب رو گذرد
۴کسی که حفظ کند آبروی غیرت را
تمام مدت عمرش به یک وضو گذرد
۵سیاهروی بود پیش اهل حال کسی
که همچو خامه مدارش به گفتگو گذرد
۶به آفتاب جهانتاب می رسد صائب
سبکروی که چو شبنم ز رنگ و بو گذرد
۷