نه هر سخن نشناسی سخنوری داند
نه هر سیاه دلی کیمیاگری داند
۱عیار آبله دست را که می داند
نه قیمت گهرست این که جوهری داند
۲درین بساط نشیند درست نقش کسی
که بوریا را دیبای ششتری داند
۳نماز زاهد خودبین کجا رسد جایی
که چرخ سجده خود را سکندری داند
۴کمال حافظ شیراز را ز صائب پرس
که قدر گوهر شهوار جوهری داند
۵