هزار نقش مخالف به کار ما کردند
چها به آینه بی غبار ما کردند
۱به این بهانه که خاری برآورند از دل
هزار زخم نمایان به کار ما کردند
۲شد از خرابی ما سیل ناامید آن روز
که خاکساری ما را حصار ما کردند
۳شده است دامن ما همچو دامن کهسار
ز بس که سنگ ملامت به کار ما کردند
۴هنوز دیده روحانیان گهرریزست
ازان نظر که به مشت غبار ما کردند
۵به چشم همت ما چون دو قطره اشک است
اگر چه نقد دو عالم نثار ما کردند
۶نظاره گل شب بوی فیض را صائب
نصیب دیده شب زنده دار ما کردند
۷