غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۲۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ترا ز عالم عبرت اگر نظر بخشند

ازان به است که صد گنج پرگهر بخشند

۱

مکن سئوال اگر چون صدف ترا زین بحر

به هر گشودن لب دامن گهر بخشند

۲

به ماه نولب نان بی شفق نداد فلک

تو کیستی که ترا نان بی جگر بخشند

۳

به تنگنای فلک با شکستگی خوش باش

شکنجه ای است که دربیضه بال وپر بخشند

۴

جماعتی به کمر همچو نی سزاوارند

که در شکستگی خویشتن شکر بخشند

۵

سرمن وقدم آن سبکروان که چو گل

به دشمن سرخودبی دریغ زر بخشند

۶

گره زنند به دامن چو مردمک قدمش

به هر که بال سیر چون نطر بخشند

۷

به وادیی که کند خضر توشه از دل خویش

گمان مبرکه ترا توشه سفر بخشند

۸

درین ریاض اگر مصرعی کنی موزون

چوسرواز گره دل ترا ثمر بخشند

۹

ز موج بحر شکایت مکن که همچو حباب

به هر شکست ترا عالم دگر بخشند

۱۰

شده است موج به بحر از شکستگی غالب

شکسته باش چوخواهی ترا ظفر بخشند

۱۱

ز خشک مغزی این منعمان عجب دارم

که خون مرده خودرا به نیشتر بخشند

۱۲

ز ابرزحمت دریا چه کم شود صائب

که قطره ای به من آتشین جگر بخشند

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بخشندقافیه: ـر۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. بخشندبخشند
  2. بحربخشند
  3. فلکبخشند
  4. باشبخشند
  5. سزاوارندبخشند
  6. گلبخشند
  7. قدمشبخشند
  8. خویشبخشند
  9. موزونبخشند
  10. حباببخشند
  11. غالببخشند
  12. دارمبخشند
  13. صائببخشند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.