چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
که باده در رگ تاک است ومست ومدهوشند
۱حدیث بیش وکم ومهرذره بدمستی است
ز یک پیاله دو عالم شراب می نوشند
۲ز ما سلام به دارالسلام دار رسان
که در زمانه ما خلق پنبه در گوشند
۳حدیث اهل زمین قابل شنیدن نیست
به ذوق حرف که این نه صدف همه گوشند
۴به شمع موم قناعت کنند از خورشید
جماعتی که چو محراب تنگ آغوشند
۵خموش باش که چندین هزار شمع اینجا
مکیده اند لب خامشی و مدهوشند
۶حضور گلشن فردوس آن کسان دارند
که در به روی خوداز کاینات می پوشند
۷ز رفتن دگران خوشدلی ازین غافل
که موجها همه با یکدگر در آغوشند
۸چه ساده اندحریفان بی بصر صائب
به آفتاب قیامت نقاب می پوشند
۹