غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۳۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اجل چه کار به جانهای با کمال کند

چرا ملاحظه خورشید از زوال کند

۱

ز گل برید چو شبنم به آفتاب رسید

دگر چرا کسی اندیشه مآل کند

۲

جز این که رخنه آزادیش فروبندد

قفس چه رحم به مرغ شکسته بال کند

۳

شده است عام چنان حرص در غنی وفقیر

که بحر با همه گوهر به کف سؤال کند

۴

چهار فصل بهارست عندلیبی را

که برگ عیش سرانجام زیر بال کند

۵

چه حاصل است ز عمر دراز نادان را

سیاستی است که کرکس هزار سال کند

۶

گلی که مست درآید به باغ می باید

که خون خود به تماشاییان حلال کند

۷

شکایت از فلک بی وجود مردی نیست

چرا به سایه خود آدمی جدال کند

۸

ظهور دوزخ ازان شد که عاصی بی شرم

تهیه عرقی بحر انفعال کند

۹

ز پرده پوش کند التماس پرده دری

کسی که کشف توقع ز اهل حال کند

۱۰

نشد ز عشق شود چرب نرم زاهد خشک

شراب لعل چه تأثیر در سفال کند

۱۱

تأمل آینه پرداز فکر ناصاف است

ستادن آب گل آلود را زلال کند

۱۲

خوشا کسی که چو صائب ز صاحبان سخن

تتبع سخن میرزا جلال کند

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کندقافیه: ـال۱۲ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. کندکند
  2. رسیدکند
  3. فروبنددکند
  4. وفقیرکند
  5. راکند
  6. راکند
  7. بایدکند
  8. نیستکند
  9. شرمکند
  10. دریکند
  11. خشککند
  12. استکند
  13. سخنکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.