از هیچ کس سپهر خجالت نمی کشد
آیینه گرفته کدورت نمی کشد
۱خار شکسته بر سر دیوار قد کشید
نخل امید ماست که قامت نمی کشد
۲فرمانروای مصر حلاوت نمی شود
تا ماه مصر تلخی غربت نمی کشد
۳میخواره ای که باده به اندازه می خورد
دردسر خمار ندامت نمی کشد
۴زنهاردل به صبح پریشان نفس مبند
کاین پنبه خون ز هیچ جراحت نمی کشد
۵فرهاد بد نکرد که خود را هلاک کرد
عشق غیور ننگ شراکت نمی کشد
۶از صبح حشر تیره نهادان الم کشند
یوسف ز روی آینه خجلت نمی کشد
۷حشر سبک عنان مکافات قایم است
دیوان هیچ کس به قیامت نمی کشد
۸صائب به خاکمال حوادث صبور باش
خورشید سر ز خاک مذلت نمی کشد
۹