غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۱۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک دل ز ناوک مژه او رها نشد

این تیر کج ز هیچ شکاری خطا نشد

۱

تسکین نداد گریه ما را شب وصال

از سنگ سرمه آب روان بی صدا نشد

۲

ما را به بوریای گران جان چه نسبت است

پهلوی خشک ما به زمین آشنا نشد

۳

از آه ما گرفتگی دل نگشت کم

بر باد رفت عالم واین ابر وا نشد

۴

عاشق کجا وپیروی کاروان عقل

هرگز دلیل بر اثرنقش پا نشد

۵

کی می رسد به درد دل از دست رفتگان

از دست هر که دامن پر گل رها نشد

۶

از یار دل به دوری ظاهر نگشت دور

هرجا که رفت بوی گل ازگل جدا نشد

۷

شکر کجا به چاشنی فقر می رسد

داغ است نیشکر که چرا بوریا نشد

۸

روشن نشد که راه کدام ودلیل چیست

تا از شکست پیکر ما توتیا نشد

۹

زان دم که ریخت رنگ شب زلف او قضا

چون اشک شمع گریه عاشق قضا نشد

۱۰

آب گهر زگرد یتیمی گرفت زنگ

صائب زگرد غم دل ما بی صفانشد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نشدقافیه: ـا۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نشدنشد
  2. وصالنشد
  3. استنشد
  4. کمنشد
  5. عقلنشد
  6. رفتگاننشد
  7. دورنشد
  8. رسدنشد
  9. چیستنشد
  10. قضانشد
  11. زنگصفانشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.