شرم از نگاه آن گل سیراب می چکد
زان تیغ الحذر که ازو آب می چکد
۱زان چشم پر خمار می ناب می چکد
زان خانه الحذر که ازو آب می چکد
۲از سروبوستانی اگر آب می چکد
ناز از خرام آن گل سیراب می چکد
۳از روی تازه گل اگر آب می چکد
زان روی لاله رنگ می ناب می چکد
۴تا خون آرزو نشود خشک در جگر
خامی از این کباب چو خوناب می چکد
۵سیری زآب نیست جگرهای تشنه را
کی خون ما ز خنجر سیراب می چکد
۶سوراخ میکند جگر سنگ خاره را
خونابه ای که از دل بیتاب میچکد
۷بیداری من است که چون چشم مست یار
گاهی ازوخمار وگهی خواب می چکد
۸امروز نیست چشم مرا اشک لاله گون
زین زخم عمرهاست که خوناب می چکد
۹در کوی میکشان نبود راه بخل را
اینجا زدست خشک سبو آب می چکد
۱۰نسبت به صبح عارض او سیل تیره ای است
آب صباحتی که زمهتاب می چکد
۱۱بی چشم زخم مصرع رنگین صائب است
تیغ برهنه ای که ازو آب می چکد
۱۲