غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جمعی که بار درد تو بر دل نهاده‌اند

چون راه سر به دامن منزل نهاده‌اند

۱

در دامن مراد دو عالم نمی‌زنند

دستی که عاشقان تو بر دل نهاده‌اند

۲

پاکند از آن ز عیب نکویان که پیش رو

چندین هزار آینه دل نهاده‌اند

۳

این خواب راحتی که به درویش داده‌اند

با تاج و تخت شاه مقابل نهاده‌اند

۴

جمعی که واقفند ز خوی تو همچو شمع

از سر گذشته پای به محفل نهاده‌اند

۵

عذر به خون تپیدن خود کشتگان عشق

بر گردن مروت قاتل نهاده‌اند

۶

رَم می‌کند ز سایه دیوانه کوه غم

این بار را به مردم عاقل نهاده‌اند

۷

سیر بهشت در گره غنچه می‌کنند

آنان که دل به عقده مشکل نهاده‌اند

۸

بر جبهه منور خورشید داغ عشق

مهر نبوتی است که بر گل نهاده‌اند

۹

از ملک بی‌نشان به فلاخن نهد ترا

سنگی که در ره تو ز منزل نهاده‌اند

۱۰

حال گهر مپرس که از گوش ماهیان

مهر سکوت بر لب ساحل نهاده‌اند

۱۱

چون ناله جرس تهی از خویش گشتگان

گستاخ رو به دامن محمل نهاده‌اند

۱۲

صائب اسیر کشمکش عقل گشته‌اند

جمعی که پا برون ز سلاسل نهاده‌اند

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نهاده‌اندقافیه: ـل۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نهاده‌اندنهاده‌اند
  2. نمی‌زنندنهاده‌اند
  3. رونهاده‌اند
  4. داده‌اندنهاده‌اند
  5. شمعنهاده‌اند
  6. عشقنهاده‌اند
  7. غمنهاده‌اند
  8. می‌کنندنهاده‌اند
  9. عشقنهاده‌اند
  10. ترانهاده‌اند
  11. ماهیاننهاده‌اند
  12. گشتگاننهاده‌اند
  13. گشته‌اندنهاده‌اند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.