غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جمعی که ره به چشم و دل سیر برده‌اند

بی‌چشم‌زخم راه به اکسیر برده‌اند

۱

با صبح خوش برآی که غفلت گزیدگان

زهر از عروق دل به همین شیر برده‌اند

۲

پیران کار دیده درین راه پرخطر

با قد چون کمان سبق از تیر برده‌اند

۳

افتند در بهشت به دوزخ اگر روند

جمعی که شرمساری تقصیر برده‌اند

۴

دزدیده‌اند مار به افسون ز مارگیر

آنان که مال خلق به تزویر برده‌اند

۵

مشکل کنند دست به یک کاسه با خسیس

جمعی که دست در دهن شیر برده‌اند

۶

از استخوان سوخته بسیار صادقان

از راه صدق فیض طباشیر برده‌اند

۷

پهلو تهی ز موجه ریگ روان کنند

دیوانگان که زحمت زنجیر برده‌اند

۸

چون روبه‌رو شوند به قاتل جماعتی

کز خون گرم آب ز شمشیر برده‌اند

۹

آنان که در مقام رضا ایستاده‌اند

سر چون هدف به زیر پر تیر برده‌اند

۱۰

بر صبر خود مناز که رخ‌های لاله‌گون

بسیار رنگ از رخ تصویر برده‌اند

۱۱

صائب بگیر دامن پیران که اهل درد

فیض مسیح از نفس پیر برده‌اند

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برده‌اندقافیه: ـیر۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. برده‌اندبرده‌اند
  2. گزیدگانبرده‌اند
  3. پرخطربرده‌اند
  4. روندبرده‌اند
  5. مارگیربرده‌اند
  6. خسیسبرده‌اند
  7. صادقانبرده‌اند
  8. کنندبرده‌اند
  9. جماعتیبرده‌اند
  10. ایستاده‌اندبرده‌اند
  11. لاله‌گونبرده‌اند
  12. دردبرده‌اند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.