این غافلان که دست به پیمانه میبرند
از چشم شیر شمع به کاشانه میبرند
۱جان چون کمال یافت نمانند در بدن
انگور چون رسید به میخانه میبرند
۲چندین هزار ملک سلیمان به باد رفت
موران همان به خانه خود دانه میبرند
۳گردون ستم به خانه خرابان فزون کند
جای خراج گنج ز ویرانه میبرند
۴نتوان شمرد دشمن خونخوار را ضعیف
مردان به مور حمله شیرانه میبرند
۵میزان عدل میل به یک سو نمیکند
عشاق فیض کعبه ز بتخانه میبرند
۶صائب جماعتی که به صورت مقیدند
لذت کجا ز معنی بیگانه میبرند
۷