گلزار جوش حسن خداداد میزند
باغ از شکوفه موج پریزاد میزند
۱خون لاله لاله میچکد از تیغ کوهسار
طاوس سر ز بیضه فولاد میزند
۲چون عندلیب هرکه قدم در چمن گذاشت
بیاختیار بر در فریاد میزند
۳هر لالهای که سر زند از کوه بیستون
ساغر به طاق ابروی فرهاد میزند
۴عاشق به هیچ وجه تسلی نمیشود
در وصل عندلیب همان داد میزند
۵صائب به روی خود در غم باز میکند
هرکس که خنده بر من ناشاد میزند
۶