غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فال وصال او دل رنجور می‌زند

این شمع گشته بین که در سور می ‌زند

۱

با شهپری که پرتو مهتاب برق اوست

شوقم صلا به انجمن طور می‌زند

۲

در سینه عمرهاست که زندانی من است

رازی که بوسه بر لب منصور می‌زند

۳

آن کس که خرمن ز ثریا گذشته است

از حرص دست در کمر مور می‌زند

۴

مردی و از سرشت تو این خوی بد نرفت

خاک تو مشت بر دهن گور می‌زند

۵

جوشی به ذوق خود چو می ناب می‌زنم

نشنیده‌ام که عقل چه طنبور می‌زند

۶

بر اوج فکر خامه صائب مپرس چیست

کبکی است خنده بر کمر طور می‌زند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌زندقافیه: ـور۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌زندمی‌زند
  2. اوستمی‌زند
  3. استمی‌زند
  4. استمی‌زند
  5. نرفتمی‌زند
  6. می‌زنممی‌زند
  7. چیستمی‌زند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.