جمعی که در لباس می ناب می کشند
دام کتان به چهره مهتاب می کشند
۱آنان که در مقام رضا آرمیده اند
خمیازه را به ذوق می ناب می کشند
۲بهر شگون همیشه خراباتیان عشق
صندل به طرف جبهه ز سیلاب می کشند
۳بیطاقتان که گریه پی دفع غم کنند
صف در نبرد شعله ز سیماب می کشند
۴جمعی که پشتگرم به عشق ازل نیند
ناز سمور ومنت سنجاب می کشند
۵زهاد اگر ز توبه خود منفعل نیند
خود را چرا به گوشه محراب می کشند
۶جایی رسیده است رطوبت که میکشان
دست ودهان خود به هوا آب می کشند
۷صائب فروغ فیض ز هر بی بصر مجوی
کاین توتیا به دیده بیخواب می کشند
۸